شهاب الدين احمد سمعانى
71
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
عنان 18 باز مىكشيد . فعل بنده روا باشد كه خلاف مأمور به بود امّا نه روا باشد 19 كه خلاف محكوم به بود . همه حجّتها كه خيزد از عالم امر خيزد و همه عذرها كه خيزد از عالم حكم خيزد 20 . آن كه با وى فضل خواهند كرد امر را در حقّ وى زبان ببندند و حكم را در گفت آرند ، و آنكه با وى عدل خواهند كرد حكم را در حق او زبان ببندند و امر را در سخن آرند . اينكه حديث رحمت مىشنوى جز آن نيست كه او لشكر سلطان حكم خود را دستورى دهد 21 ، و آنكه حديث عقوبت مىشنوى جز آن نيست كه او لشكر امر را برگمارد . چون 22 خواست كه آدم را بركشد و تاج اجتباش بر سر نهد حكم خود را به سخن آورد ، و چون خواست كه ابليس را به دود لعنت روى سياه كند امر خود را گويا كرد ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ . هنوز آدم زلّت نياورده بود كه خيّاط لطف صدرهء توبه دوخته بود ، و هنوز ابليس معصيت نكرده بود كه طبيب قهر شربت زهر وَ إِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ آميخته بود . اى جوامرد ! مذهب ما نه جبر است و نه قدر . قدرى مىخواهد كه لا إله الّا الله برگيرد ، جبرى مىخواهد كه با محمّد رسول الله منازعت كند . لا إله الّا الله نفى مذهب قدر است ، محمّد رسول الله محو تختهء جبر است . ايمان به قدر و حكم درست نيايد ، به اقرار و قول و كسب و فعل درست آيد . و آنگه هر چه به خداوندى بازگردد / a 21 / به تعظيم پيشباز مىشويم و هر چه به عبوديّت بازگردد به عجز اقرار مىدهيم . جعفر صادق را - رضى الله عنه - پرسيدند : اجبر اللّه تعالى العباد على الافعال ؟ قال : هو اعدل من ان يجبرهم ثمّ يعاقبهم . قيل فاهملهم ، فقال : هو احكم من ان يهملهم . يا جعفر خداى تعالى بندگان را بر افعال و اعمال اكراه كرد ؟ گفت : او از آن عادلتر است كه بنده را بر فعل اجبار كند ، پس عقوبت كند . گفتند : پس مهملشان بگذاشت ، گفت : او از آن حكيمتر است كه بندگان را مهمل و معطّل بگذارد . عدل وى مىآيد و سرمايهء جبريان بر باد مىدهد ، عزّ و قدرت و عظمت و علم و حكمت او مىآيد و آتش در خرمن سوداى قدريان مىزند . قدريان قدر قدرت وى ندانستند به خود غرّه شدند ، و جبريان به نهايت حكم وى نرسيدند از عدل وى غافل گشتند . اهل جبر گويند : « همه او كرد . » و اهل قدر مىگويند : « همه ما كرديم . » و اهل سنّت مىگويند : « آنچه او كرد ما نكرديم و آنچه ما كرديم او نكرد . او از آن بزرگتر است كه آن كند كه ما كرديم 23 ، و ما از آن عاجزتريم كه آن توانيم كرد كه وى كرد . 24 »